کد خبر: ۳۱۳۱۳۰
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۰:۲۶
در اینجا به معانی تازه‌ برخی واژگان برمی‌خوریم:

گرمی: مُرده زنده کن. آن چه خوردنش را برای مقابله با کرونا بهانه کرده‌اند.

الکل: زنده مُرده کن. ایضا آن چه خوردنش را برای مقابله با کرونا بهانه کرده‌اند. رقیب کرونا.

دستکش: آن چه در خیابان و داخل جوی آب رها کنند.

سلبریتی: نمونه خارجی‌اش در بحران پول می‌دهد و نمونه داخلی‌اش شماره حساب.

فاصله‌گذاری هوشمند: علامت‌گذاری دقیق و حساب‌شده در اتوبوس و مترو که با سبک زندگی ایرانی مطابق است؛ بدین‌گونه که محل نشستن و ایستادن افراد را با ضربدر قرمز مشخص می‌کنند. وجه تسمیه آن این است که فرد چون به درون اتوبوس و مترو درآید و کسی را آنجا نبیند، لابد با خود چنین پندارد که این علامت‌ها خودکار و هوشمند توسط خود وسیله نقلیه گذاشته شده‌اند. به دلیل گرانی لوازم‌التحریر ناشی از رکود در تولیدات کشورهای گوناگون و اختلال در تجارت جهانی، پول‌های زیادی برداشته و خرجش شده است.

ماسک: سرمایه، آنچه با آن تجارت کنند.

تست کرونا: آنچه مدیران با مثبتش پُز دهند. گرفتنی استرس‌آور.

قرنطینه: دو روز اولش جذاب ولی بعدش روی مخ. عامل فروپاشی خانواده‌ها.

کتاب: آنچه در قرنطینه کنار قهوه بگذارند و با آن استوری جذاب بگیرند و هی به دیگران توصیه کنند.

ورزش: بهانه نشان‌دادنِ عضلات خودت به دیگران، به‌خصوص در قرنطینه. کاری که در روزهای عادی انجام ندهی ولی در قرنطینه گندش را درآوری.

صداوسیما: ضد کرونا. آن چه کرونا را با کوچک‌شمردن، خوار و خفیف کرده. بازتاب‌دهنده بدبختی و فلاکت و آتش کرونا در غرب.

کمک به اقشار آسیب‌پذیر: فرآیند پیچیده و زمان‌بر اعطای وام یک‌میلیونی متناسب با سبک زندگی ایرانی، یعنی با ضمانت یارانه ٤٥هزارتومانی   به خانواده‌ها در اثر شیوع کرونا.

خانه‌مانی: معادل قرنطینه در زبان پارسی. فحش نیست. کار خوبی است.

کنسرت آنلاین: سعی باطل و تلاش بی‌فایده و نافرجام خوانندگان و طرفداران‌شان برای غلبه بر سرعت اینترنت.

هنرمند متعهد: گروهی از اهالی سینما که در شرایط بحرانی به فکر همکاران متهم به فساد مالی خود هستند.





روزنامه شهروند
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین