کد خبر: ۲۸۶۴۹۰
تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۲۸
در ميان انبوهي از مشكلات ريز و درشت اقتصادي كه اين روزها تمام اقشار جامعه درگير دست و پنجه نرم كردن با آن هستند، باز يك اتفاق ساده‌ي فرهنگي به دغدغه‌ي بزرگ عده‌اي خاص بدل شده كه فقط قرائت خودشان را از مسائل مختلف صحيح مي‌دانند و خود را سنگ محكي براي تشخيص حقيقت فرض مي كنند و چيزي غير از آنچه را كه فكر مي كنند به عنوان واقعيت قبول ندارند، به همين دليل كساني را كه برداشت هاي متفاوتي از مسائل دارند را با دادن القابي نظير ضد ارزشي، ضدانقلابي و ...محكوم مي كنند.

اين بار انتشار موزييك ويدئوي كوچه‌ي نسترن با ترانه اي از يغما گلرويي بهانه اي شده تا اين عده، طي روزهاي اخير انتقادات تندي به اين اثر داشته باشند و آن را توهين به ارزش‌هاي دفاع مقدس و فرهنگ ايثار و مقاومت بدانند.

نگارننده با افكار و عقايد شخصي يغما گلرويي آشنايي ندارد و اين كه با چه نيتي اين ترانه سروده شده را نمي‌داند. اما مضمون ترانه كه داستان رزمنده اي را روايت مي كند كه در زمان جنگ، نه داوطلبانه كه با رسيدن موعد اعزام به خدمت سربازي به جبهه رفته و در نامه اي از مادش مي خواهد كه بعد از شهادت نگذارند از اسم او سوء استفاده شود، قطعا نه ضد ارزش هاي انقلابي و ديني و مهيني است و نه توهين به آرمان هاي دفاع مقدس و فرهنگ شهادت. 

فقط در كنار هزاران روايت از ايثار ها و رشادت ها و از جان گذشتگي هاي شهداي عزيز دفاع مقدس بخشي از واقعيت است كه تاريخ هشت ساله‌ي جنگ تحميلي را رقم زده كه برخي مي خواهند آن را ناديده بگيرند . 

اين مطلب نشان مي دهد اين عده نمي خواهند قبول كنند جواناني كه به جنگ رفتند و به شهادت رسيدند مثل همه انسان ها داراي علائق شخصي بودند عاشق مي شدند و شايد خيلي از آن ها تا قبل از جنگ حتي اعتقادي به ارزش هاي ديني و انقلابي نداشتند و صرفا براي دفاع از كشور به جنگ رفتند. نكته ي جالب اينجاست كه وقتي مسعود ده نمكي با تمام انتقاداتي كه به او در عرصه‌ي فيلمسازي وارد است به درستي در اخراجي هاي 1 نشان مي دهد چطور شخصي با مشخصات مجيد سوزوكي به جبهه مي رود و به شهادت مي‌رسد، امثال روزنامه ي جوان و كيهان و .. حرفي از جهان فكري بسيجيان و عشق الهي نمي زنند و آن اثر را تحسين مي كنند ولي در مورد ترانه‌ي كوچه‌ي نسترن نظر ديگري دارند.

همانطور كه گفته شد اين ترانه بخشي از واقعيت جنگ است به خصوص در بخشهايي كه به سواستفاده از نام شهيد اشاره دارد. طي سال هاي بعد از جنگ مگر كم بودند كساني كه با سو استفاده از نام شهدا به ناحق به جايگاهي رسيدند كه شايسته ي آن نبودند؟ مگر كم بودند امثال محمود خاوري كه با انداختن چفيه به دور گردن و نشستن در صف اول نماز جمعه با فريب و تظاهر بزرگ ترين اختلاس ها را انجام دادند. مگر كم بودند افرادي كه به روايت يك مصرع از اين ترانه از "بغض شب حمله چيزي نمي دانستند" و بعدها راوي جنگ شدند و خود را نماد رشادت دانستند؟ 

در آخر بايد گفت اين نوع مرز بندي ها و خط كشي و اتهام زدن ها كه عده اي در آن تبحر دارند نتيجه اي جز فاصله بين اقشار مختلف مردم با گرايشات فكري مختلف ندارد.

اين عده فراموش كرده اند ايران براي همه ي ايرانيان است، حتي اگر در داخل كشور زندگي نكنند و بسياري از ارزش ها را قبول نداشته باشند اما اگر روزي براي كشور مسئله اي پيش بياد آماده‌ دفاع از ايران هستند همان طور كه قطعا در دوران هشت ساله‌ي جنگ، اين اتفاق افتاد.




عصرایران
نام:
ایمیل:
* نظر: