به‌روز شده در: ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۹:۳۵
کد خبر: ۲۲۰۱۴۰
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۴
 فضای مجازی به جولانگاهی برای افراد سوء استفاده گر تبدیل شده است. بسیاری از والدین از این قضیه غافل نمانده و از فرزندان خود به عنوان عاملی برای درآمد زایی در فضای مجازی استفاده می‌کنند.
متأسفانه آفت دگر بزرگ‌بینی یا قهرمان‌پروری در فضای مجازی بسیاری از مردم را درگیر کرده است و زمینه را برای مطرح کردن و مشهوریت افراد نالایق فراهم کرده و سودجویی‌های بسیاری را رقم می‌زند.

در بسیاری از موارد با بروز یک حادثه، اتفاق تلخ و یا یک خبر، افراد مشهور و شناخته می‌شوند و به منظور حفظ مشهوریت این افراد در فضای مجازی اقدام به تبلیغ و فعالیت‌های گسترده مجازی می‌کنند. این در حالی است که علاوه بر ماندگار کردن یک اتفاق، مشهوریت این افراد منجر به کسب سود‌های کلان و فعالیت‌های اقتصادی در فضای مجازی می‌شود.

 وجود پدیده خودکم‌بینی منجر به بروز دگربینی و حمایت از افراد مطرح روز می‌شود این در حالی است که حمایت از برخی از افراد مطرح در فضای مجازی عواقب جبران‌ناپذیری را در جامعه ایجاد کرده و نظام تربیتی را دچار معضلات بزرگی می‌کند.

 در جامعه ما پتانسیل‌های پنهانی وجود دارد که عناصر و انسان‌های معروف از این ظرفیت به نفع خود استفاده می‌کنند تا مورد پرستش و حمایت قرار گرفته و سود‌های اجتماعی را به خود اختصاص دهند. براین اساس برگزاری مراسم‌های مربوط به افراد مطرح شده در فضای اجتماعی و رسانه‌ها، دعوت از این افراد در مراسم‌های مختلف و تشویق‌های بی‌مورد باعث ایجاد انگیزه برای سوء‌استفاده از این فضا می‌شود و تمجید و توجه به آن‌ها در جامعه، به یک رسم تبدیل شده است.

در فضای احساسی حاکم بر جامعه انتشار برخی از اخبار منجر به تقدیر و اهمیت برخی افراد نالایق در جامعه می‌شود و با توجه بیش از حد مردم نسبت به این افراد، به نوعی شهرت و دلبستگی به آن‌ها ادر جامعه به وجود می‌آید و محبوبیت‌های ماندگار را نهادینه می‌کند. در حالی‌که بسیاری از این افراد مطرح شده دچار ضعف‌های فردی در جامعه بوده و به علت شهرت‌های به‌دست آورده زمینه را برای کسب اعتماد به نفس کاذب و در نهایت سودجویی‌های کلان در آن‌ها فراهم می‌کند.

 یک حادثه و اتفاق می‌تواند یک فرد عادی را به یک الگو‌ی مطرح و مشهور تبدیل کند. چرا که به علت دلسوزی‌ها و ترغیب احساسات مردم بسیاری از افراد از فضای موجود در رسانه‌ها استفاده کرده و به نحوی خود را مطرح می‌کنند؛ بنابراین سوء‌استفاده‌های پنهانی و روابط اجتماعی تعریف نشده برای بسیاری از این افراد به یک ترفند برای جذب مخاطب تبدیل می‌شود.

در حال حاضر از نقاط ضعف جامعه برای رسیدن به اهداف شوم استفاده می‌شود و رفتار‌های غیر متعارفی که با فرهنگ ما مخالفت‌های بسیاری دارد در فضای مجازی شکل می‌گیرد. افرادی که دارای توانایی‌های خاص هستند و از مهارت‌های کلامی بالایی برخوردارند به راحتی می‌توانند بسیاری از اتفاقات را مدیریت و سرنوشت خود را تغییر دهند بنابر این مشهوریت یک فرد بنا بر مطرح شدن یک فیلم، خبر و یا یک استعداد شاید هر چند ناچیز در اینستاگرام یا تلگرام به راحتی وجه اجتماعی افراد را تغییر داده و آن‌ها را به عرصه شهرت‌های بی اساس می‌کشاند.

 مطرح شدن برخی از کودکان بنا بر ظاهر، توانایی در تقلید برخی افعال رفتار‌های بانمک و یا جذاب به زمینه‌ای برای درآمد زایی والدین تبدیل شده است و به جرأت می‌توان گفت این کودکان به عنوان کودکان کار محسوب می‌شوند چرا که با مطرح شدن این افراد در فضای مجازی درآمدزایی‌هایی ناشی از تبلیغات رقم می‌خورد.
علاوه بر نقش کودک کار بودن بسیاری از این بچه‌ها می‌توان از این عمل به عنوان کودک آزاری یاد کرد بنابر این در سن کم بسیاری از بچه‌ها مورد سوءاستفاده والدین قرار گرفته و به عنوان یک مترسک در جامعه امروز رو به رو با تکنولوژی مجبور به فعالیت‌های غیر متعارف می‌شوند.

کودک آزاری زمانی رخ می‌دهد که فرزند به جای تجربه دنیای هم سن و سالان خود مجبور به نقش آفرینی و تبعیت از یک قانون خاص برای درآمدزایی می‌شود و این داستان تا به جایی ادامه پیدا می‌کند که آینده بسیاری از این کودکان به مسیر خاص هدایت شده و حق انتخاب و شکوفایی استعداد‌ها را از آن‌ها سلب می‌کند.

 فضای مجازی و شبکه‌های جدید پرمخاطب همچون تلگرام و اینستاگرام زمینه را برای معرفی و ارتباط بین فرد و مخاطبان فراهم می‌کند و به آسانی شرایط برای سوءاستفاده بسیاری از افراد ایجاد کرده است.

 فقر و نیاز مبرم خانواده‌ها به استفاده از فرزندان در کسب سود و درآمد امروزه به یک امری رایج تبدیل شده است و بنا بر نیاز به رفع احتیاجات و درآمد زایی آن‌ها را به یک قربانی در قبال شرایط زندگی جامعه امروز تبدیل می‌کند.

سادگی، اقتباس گری و تقلید جامعه از دیگران فرهنگ را با بیگانگی فرهنگی رو به رو کرده و الگو برداری از افراد را به بدترین شکل ممکن رواج داده است در حالی که در گذشته الگو برداری‌ها معمولااز قهرمانان و استعداد‌های درخشان کشوری بوده، اما امروزاین الگو برداری‌ها از مشهوریت‌های مجازی و افراد بی استعداد در شکوفایی توانایی‌های انسانی صورت می‌گیرد.
 برای ارائه الگو‌های متناسب با جامعه اسلامی ایرانی باید ارزش‌های اجتماعی شناخته شده و ضد ارزش‌ها را به عنوان امری منفور معرفی کنیم و با هدایت اقبال عمومی به سمت و سوی تشکیل جامعه‌ای ارزشی هدایت کنیم.
 اعتماد‌های افراطی به افراد مشهور در فضای مجازی به وفور دیده می‌شود که این امر عواقب بدی را برای جامعه رقم می‌زند. در حالی که با بروز و انتشار اخبار، فیلم‌ها و مشهوریت افراد نالایق نباید دیدگاه عمومی مردم به این سمت و سو جذب شده و شرایط را برای منافع شخصی پنهان در انگیزه انتشار اینگونه تصاویر فراهم کرد.

همه نهاد‌های فرهنگی، خانواده، مدرسه، مساجد، رسانه‌ها و عناصری که به عنوان گروه‌های مرجع اجتماعی محسوب می‌شوند مسئولیت هدایت افکار جامعه و تربیت فرزندان را بر عهده دارند و نظام تربیتی را به سمت پرورش توانمندی‌ها واستعداد‌های کودکان در کاربرد آموزش در زمینه‌های رشد و تشویق افراد هدایت می‌کنند. بنابر این مهمترین نهاد‌ها برای شکل دهی و تربیت مناسب فرزندان باید نسبت به عواقب استفاده از فضای مجازی آگاه بوده و نسبت به آن هوشیارانه برخورد کنند.

 جامعه ما به شدت دچار فقر آگاهی و دانایی است و در این فضا اطلاع رسانی به طور دقیق انجام نمی‌شود و این خلأ منجر به وابستگی ودلدادگی به فضای مجازی شده است بنابر این باید در رسانه‌ها و کانون‌های آموزشی بنیادی از جمله مدارس و خانواده‌ها آموزش‌های جامعه شناسی ارائه شود و جامعه را از بی خبری و فقر آگاهی نجات داد.

 عناصر مرجع اجتماعی همچون هنرمندان، ورزشکاران و عناصر مطرح و مشهور باید نسبت به جایگاه اجتماعی خود آگاه بوده و برنامه ریزی شده عمل کنند. بر این اساس دو رویکرد مطرح می‌شود. اول آنکه باید عناصر متنوع و مختلف مواظب سوءاستفاده افراد مشهور از جایگاه خود باشند و با حمایت‌های نا به جا از آن‌ها شرایط را برای بهره برداری سودجویانه از موقعیت خود فراهم نکنند. دربعد دیگر هنرمندان نیز خود باید از اهداف سودجویانه دیگران آگاه بوده و شأن و ارزش خود را در جامعه حفظ نمایند چرا که این افراد به عنوان الگو‌های جامعه امروز مطرح شده و زیر ذره بین بسیاری از افراد جامعه قرار دارند.

 بسیاری از افرادی که دارای محدودیت‌های جسمی، ذهنی و مالی هستند از فضای مجازی به عنوان زمینه‌ای برای شکوفایی خود استفاده می‌کنند در حالی که در طی چند سال اخیر شاهد بروز برخی تصاویر از افراد محدود به ویژگی‌های یک انسان عادی در فضای مجازی هستیم که از این طریق به مشهوریت و اعتماد به نفس‌های کاذب رسیده اند که متاسفانه این امر منجر به الگو برداری افراد دیگر شده و پای بسیاری از آن‌ها را به عرصه سودجویی‌های مجازی باز کرده است.

 توسعه نیافتگی و عدم رشد توانایی‌ها در این گونه افراد سود جو بیش از هر ویژگی دیگری به چشم می‌خورد و شرایط را برای وقوع جرم‌های متعددی فراهم می‌کند و انگیزه وقوع جرم را افزایش می‌دهد چرا که این گونه افراد به دلیل کسب مشهوریت‌های کاذب در فضای مجازی به نوعی دچار اعتیاد به توجه شده و برای کسب جایگاهی بالاتر از آنچه که هستند اقدام به هر عملی می‌کنند.

شهرت عاملی است که در بسیاری از مواقع به عنوان برگ برنده افراد مطرح می‌شود و حتی این امر در دستیابی به هر خواسته‌ای از جانب این گونه افراد به عنوان ابزاری برای پیش بردن حرف خود محسوب می‌شود بنابر این وقوع جرم و جنایت در این افراد افزایش یافته و جامعه را به نوعی دچار بدبینی به افراد مشهور کرده است.

 در شرایط جولان افراد مشهور در جامعه بطن اجتماعی به انحراف کشیده می‌شود و به جای شاخص‌های توسعه یافته و مثبت با ویژگی‌ها و ضعف‌های بسیاری در افراد مشهور فضای مجازی رو به رو می‌شویم که با توانایی‌های سرکوب شده رو به رو بوده و زندگی بی انگیزه‌ای را تجربه می‌کند.

 در قبال جوانان خود مسئولیت داریم که الگو‌های مثبت را مطرح و حق انتخاب را در شناسایی خوب از بد به آن‌ها اختصاص دهیم بنابرا ین باید شاخص‌های مثبت را تولید و زمینه رشد و ارتقا را برای جامعه پدید آورد و بسیاری ازموفقیت‌های اصلی جامعه را برای جوانان به تصویری کشاند.

در حال حاضر در یک جامعه خطرناک به سر می بریم که فضای مجازی در آن به یک مشکل جدی تبدیل شده است بنابر این درا ین جامعه ملتهب باید حواس بسیاری از نهاد‌های اجتماعی به آثار مخرب فضای مجازی بالاخص بازی‌های رایج در این زمینه باشد.

 متاسفانه فضای مجازی قدرت ویرانگری خانواده‌ها را در دست گرفته است و این اختیار را دارد با مدیریت ذهن به صورت ریشه‌ای نهاد خانواده و اصل آموزش‌ها را تخریب کند بنابر این در فضای آلوده به بازی‌های اینترنتی باید به نحوی خود مدیریتی را به فرزندان خود آموزش دهیم.

 لازمه داشتن جامعه‌ای ایده آل ایجاد بستر و فرصت‌های مناسب برای دیده شدن، رشد و ارتقاء انسان‌ها است و با ارضاء افراد نسبت به خواسته‌های منطقی آن‌ها مسیر مناسب و مثبت در جهت پرورش استعداد و توانایی‌ها هموار می‌شود.

خانواده‌هادر کار بچه‌ها دخالت نکنند و با تشویق‌های منطقی آن‌ها را به بالندگی و توسعه یافتگی نزدیک کنند. استفاده از اهرم‌های کنترل و نظارت در قالب تهدید نتیجه منفی در پی دارد بنابر این با دوستی، محبت، ایجاد روابط انسانی آن‌ها را به توسعه یافتگی واقعی و رشد و بالندگی هدایت کنید.









میزان
نام:
ایمیل:
* نظر: